p9
p9
جیمین:اخه عزیزم...
لونا:من نمیدونم دیگه باید از دلش دربیاری*از اتاق رفت بیرون
سانا:با لبخند رفت پیشش نشست
جیمین:نمیدونم به کی رفتی اینقدر شیطونی
سانا:به باباجونم دیگه
جیمین:من کجا کرم میریزم اخه
سانا:ولی مامانم اینجوری میگف
جیمین:مامانت از یه لحاظ دیگه میگف*زیر لب(منحرف شویددد😂🎀)
سانا:چیزی گفتی؟؟کامل نشنیدم
جیمین:با این کارت من نمیتونم شب با مامانت بخوابم که
سانا:چه بهتر همیشه پیش مامان تو میخوابی منم میخوام بخوابم پیشش
جیمین:بچه....
۹ لایک
۳ کامنت
جیمین:اخه عزیزم...
لونا:من نمیدونم دیگه باید از دلش دربیاری*از اتاق رفت بیرون
سانا:با لبخند رفت پیشش نشست
جیمین:نمیدونم به کی رفتی اینقدر شیطونی
سانا:به باباجونم دیگه
جیمین:من کجا کرم میریزم اخه
سانا:ولی مامانم اینجوری میگف
جیمین:مامانت از یه لحاظ دیگه میگف*زیر لب(منحرف شویددد😂🎀)
سانا:چیزی گفتی؟؟کامل نشنیدم
جیمین:با این کارت من نمیتونم شب با مامانت بخوابم که
سانا:چه بهتر همیشه پیش مامان تو میخوابی منم میخوام بخوابم پیشش
جیمین:بچه....
۹ لایک
۳ کامنت
- ۳۲۵
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط