یک استکان چای از میان دستانت و یک جرعه غزل از میان چشمانت

یک استکان چای از میان دستانت و یک جرعه غزل از میان چشمانت

دلم آرام ِ نگاهت را می خواهد و شهد شیرین کلامت

خسته ام

دوباره باورم میکنی؟
دیدگاه ها (۷)

اکنون دلم چای میخواهد… قند پهلو! با یک رفیق ناب که چای را به...

یک فنجان درد دل بدون شکر برای تو آورده امبنوش… تا از دهان نی...

نه تو می مانی و نه اندوهو نه هیچیک از مردم این آبادی ...به ح...

ᥫ᭡𐚁عصر که آرام‌آرام از راه می‌رسد، عطر دل‌نشین چای در خانه م...

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

♔⃮☕️🦋꯭⃝꯭⃮‌𝄠꯭꯭‌ یک فنجان چای،چند دقیقه سکوت،و دنیایی که برای ...

هدیه به عزیزان آسمانی

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۵

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط