از زبان جی وو
از زبان جی وو
با تهیونگ رفتیم یه کافه نشستیم سفارش دادیم و همین که سفارش دادیم و گارسون رفت با حرص به تهیونگ گفتم:چرا براش حساب کردی؟باید میگذاشتی همونجا ضایع بشه تا دفعه ی دیگه ادای ملکه ها رو در نیاره!بعدش دیدی آخه چقدر خرید کرده بود!تو تاحالا اینقدر برای من نخریده بودی که الان برای این ج*ن*د**ه خریدی!!
یهویی تهیونگ عصبانی شد و دستشو کوبید رو میز و با صدای که از لایه دندوناش میغرید گفت:بار آخرت باشه همچین زری زدی،هرچی هم نباشه دختر عمومه پس بار آخرت باشه......
منم علکی بغض کردم و گفتم:ببخشید تهیونگم.......(دستمو گذاشتم رو دستش)
با تهیونگ رفتیم یه کافه نشستیم سفارش دادیم و همین که سفارش دادیم و گارسون رفت با حرص به تهیونگ گفتم:چرا براش حساب کردی؟باید میگذاشتی همونجا ضایع بشه تا دفعه ی دیگه ادای ملکه ها رو در نیاره!بعدش دیدی آخه چقدر خرید کرده بود!تو تاحالا اینقدر برای من نخریده بودی که الان برای این ج*ن*د**ه خریدی!!
یهویی تهیونگ عصبانی شد و دستشو کوبید رو میز و با صدای که از لایه دندوناش میغرید گفت:بار آخرت باشه همچین زری زدی،هرچی هم نباشه دختر عمومه پس بار آخرت باشه......
منم علکی بغض کردم و گفتم:ببخشید تهیونگم.......(دستمو گذاشتم رو دستش)
- ۲۲۱
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط