شیشه ی پنجره را باران شست

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟؟؟

اسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ……..
دیدگاه ها (۳)

بعضی وقتــــــــا مجبوری تو فضــــــــای بغضت بخنــــــــدی ...

آدم‌ها عطرشان را با خودشان می‌آورند جا می‌گذارند و می‌روند‌...

من حتی واسه درد و دل کردنم کسی رو ندارم که درکم کنه :(

هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم یادم می افتد ”دلـتـنـگی...

شهید امیرعلی حاجی زاده

‌تو را با لهجه ی بارانی ات خواندم یادت نشست .. رویِ قاب احسا...

بر بساطی که بساطی نیستدر درون کومهٔ تاریک من که ذره‌ای با آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط