شیشه ی پنجره را باران شست

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟؟؟

اسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ……..
دیدگاه ها (۳)

بعضی وقتــــــــا مجبوری تو فضــــــــای بغضت بخنــــــــدی ...

آدم‌ها عطرشان را با خودشان می‌آورند جا می‌گذارند و می‌روند‌...

من حتی واسه درد و دل کردنم کسی رو ندارم که درکم کنه :(

هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم یادم می افتد ”دلـتـنـگی...

،شست باران همه‌ ی کوچه خیابان‌ ها را پس چرا مانده غمت بر دل ...

...شهر، نفس‌هایش را در دود و هیاهو گم کرده استاز پنجره‌ام که...

سرد و نیمه جونم تو دل خزونم شاخه ای تکیده بی گلدونم ساکتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط