پـارتـ ۱

پـارتـ ۱

سلام من کارلا هستم و ۱۷ سالمه و یه خواهر به نام کارلین دارم ، یه روز عادی داشتیم به سمت امارت راه می افتادیم ، ما پدر و مادرمون رو توی ۹ سالگی از دست دادیم ، و الان خدمتکار یه امارت شیک و بزرگ هستیم
کارلا : سلاممم ما اومدیمم لارااا
لارا : سلام خوش اومدید لباستون تو اتاقتونه برید بپوشید
کارلین : ممنون

و پوشیدین

لارا : کارلا بیا اینو ببر به اتاق ارباب کوک
کارلا : چشم لارا

و برداشت و برد

ویو کوک

داشتم کتاب میخوندم که صدای در اومد
کوک : بله؟
کارلا : ارباب میتونم بیام؟
کوک : بفرما
کارلا : بفرمایید قهوتون

پارت بعد ۱۵ لایک
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط