مباد چیزی از این انتظار ، کم بشود

مباد چیزی از این انتظار ، کم بشود
و در مسیر ِ تماشا ، غبار کم بشود "*
خزان، بهار دل عاشق است، می دانی؟
خدا نکرده مباد این بهار کم بشود
نبر به سوی سرت شانه را که می ترسم
که از تاری از سر گیسوی یار کم بشود
هزار تار، چنان لشکری ست پشت سرت
مباد یک نفر از این هزار کم بشود
در انتظار نگاه تو عمر من طی شد
مباد چیزی از این انتظار ، کم بشود
دیدگاه ها (۱)

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهیبگذار از یادت بسازم تکیه گاهیبگذ...

نگرانم نکند حال من خسته ز یادت برودشک کنی توبه کنی عشق ز قلب...

عاشقانه های شبنم

🔴 دلسوزی برای جیب آمریکایی، فشار بر سفره ایرانی!🔴 دلسوزی برا...

spanish girl:5۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط