رفتم مسجد دیدم یه پیرمرده داره اشتباهی وضو میگیره ..

رفتم مسجد دیدم یه پیرمرده داره اشتباهی وضو میگیره ..
منم گفتم ؛
ب شیوه صحیح بهش بگم ؛
که ناراحت نشه ، گفتم ؛
حاج آقا من وضو میگیرم شما ببین درست بلدم یا نه . . .
.
.
.

.
.
.
.
برگشت گفت ؛
جیگر تو باید غسل کنی ،
بلدی یا بریم حموم یادت بدم ؟؟
طرف اعصاب که نداشت هیچی تازه فک کنم بچه بازهم بود
دیدگاه ها (۱)

بگووووووووووئید هههههه

پسر: سلام گلم چطوری؟ دختر: سلام، اصلا خوب نیستم، برام خواستگ...

دختره لاستیک ماشینش پنچرشده رفته فوت کرده تو اگزوز!!! بعد دو...

اگه مانکن های جلو مغازه ی خورده نرم تر بودن من اصن زن نمیگر...

پآرت ⁴نوا و می‌سو کنار نیمکت وایساده بودن. می‌سو داشت از جیس...

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

Part 6

رفتم مسجد دیدم یه پیرمرده داره اشتباهی وضو میگیره .. منم گفت...

رفتم مسجد دیدم یه پیرمرده داره اشتباهی وضو میگیره .. منم گفت...

Part6(همه چیز اتفاقی بود)

قسمت پنجاه و یک رمان آوازه زیره آباگه بیاد که حتمن...منم خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط