خانه‌های دیروز عجب صبری دارند...

خانه‌های دیروز عجب صبری دارند...
روزهای تیره و روشن زیادی داشته‌اند
عروسی و عزا و خنده و دعوا و گریه و عشق زیاد دیده‌اند
و هنوز هم قرص و محکم بایک دنیا راز بر زمین ایستاده‌اند...
شاید معرفتشان به ساکنانشان شبیه است...!
به نظرم خانه‌ها آدم‌های درونشان را بزرگ می‌کنند
پیر می‌کنند، و در خود خاک می‌کنند...
و اینجا عجیب بو داشت
حس داشت
جان داشت
حرف داشت
و پر از راز بود...🍃
دیدگاه ها (۵)

کاش الان تابستون بود،در ایوون باز بود،یه سینی چای میبردیم می...

آه سهراب پشت دریاها شهریست!شهری پراز شاخه های خیس خورده ی با...

عمیق تر نفس میکشم هوای خانه راهوای خانه ای که تمام خاطرات کو...

.خانه گُل داده❤🌺#شمعدانی هادو برابرِ آینه شکوفه زده اندخودم ...

آخرین بحث پارت ۱۴

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

دختر شیرفروش ( به هلندی : De melkmeid یا Het melkmeisje ) که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط