رسم غریبی بود

رسم غریبی بود


هم آغوشی چشم من با تو... خواستیم


قصه غربت را


به پایان ببریم


قصه دلتنگی آغاز شد


آری


شهر نگاهت


عجیب غریب نواز بود!!!!!
دیدگاه ها (۳)

هیـچ کـس نمـی دانـدکشتـیِ آدمهــا کـه غـرق مـی شـودکجـا مـی ...

مَـــــن خَسته اَمـ و غـــرورَمـ اجــــازه نِمیدَهــــد بیُف...

بماندوست داشتنمهنوز بوی باران و کاهگل می دهدبوی مداد جویده ی...

ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺮﺑﺖ ﻏﺮﯾﺒﺎﻧﻪ ﺍﺵ، ﭘﺬﯾﺮﺵ ﺑﯽ...

برای وصف چشم انداز چشم شوخ و شنگ توخیالم کوچ کرده سوی چشمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط