دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام

دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام

دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام

دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام

دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام

دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام
دیدگاه ها (۱)

‌ عشق یعنی با یکی ، یکجا ، تماشایی شویعاشقش باشی ، برایش هر ...

‌ برای عشــــــــــق تمنا کن ولی خار نشوبرای عشــــــــــق ق...

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفتباختم در عشق و بر، این...

ساعتِ عمر مــن افتاد و دگر کـــار نکرد هیچ کس یادی از این سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط