یه روز یه یکیی مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو میکن

یه روز یه یکیی مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو میکنه به بقیه مرغا میگه که اگه کسی تا فردا سه تا تخم نذاره این بلا سرش میاد.
فردا میاد میبینه همه سه تا تخم گذاشتن اما یکی دوتا گذاشته میگه میخوای سرتو ببرم؟
میگه آقا به خدا من خروسم میفهمی؟؟خروس!!!
دیدگاه ها (۴)

کوله ام غرق غم استآدم خوب کم استعده ای بی خبرندعده ای کور و ...

بی تو برای من فردا پر ازغمهبی تو هواپسه دنیا جهنمهدست منو بگ...

آی مجرد

تیپ رسمی حمید گودرزی در جشن دامادی مهدی سلوکی

غروب قلب چپتر ۲

پارت یازدهم

« مافیای عاشق » « پارت شانزدهم » « صبح » کوک به یکم دل درد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط