می‌روم خسٖته و افسرده و زار

می‌روم خسٖته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می ‌برم از شهر شما

دل شـوریده و دیوانه خویش

#فروغ_فرخزاد

میروم دوراز تو با دنیای خود خلوت کنم.....
دیدگاه ها (۸)

پایان ماجرای دل و عشق روشن استای قایق شکسته به دریا خوش آمدی...

رفتگان را فرا خوانید و جاماندگان را دریابید که پیامی مهم دار...

شب گرٖیه و بغض این دل پیر بس است  یک قلب که بیش نیست...

ز ناز بـر دٖل پیر و جوان در ایـن محفلکدام داغ که آن نازنین ج...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط