حکایت سه بار مردود شدن یک دانشجو از دست پروفسور حسابی

حکایت سه بار مردود شدن یک دانشجو از دست پروفسور حسابی
یکی از دانشجویانی که زیر نظر دکتر حسابی درس می خواند پس از چند ترم رد شدن به دکتر حسابی گفت:
شما سه ترم است که من را از این درس رد می کنید ولی من که نمی خواهم موشک هوا کنم فقط می خواهم در روستا یک معلم شوم.
دکتر حسابی پاسخ داد : شاید تو نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، اما تو نمی توانی به من تضمین دهی که یکی از دانش آموزان تو در روستا ، نخواهد که موشک هوا کند.
دیدگاه ها (۳)

تزریق هورمون رشد بعد از 18 سالگی، نه تنها منجر به رشد طولی و...

#خواص_پیازچه⇦✨ فواید خوردن پیازچه ↯↯✨ کاهش قند خون ✨ کاهش ...

خــــداوندانگـذار که از تو فقط نامت را بدانمو نگذار که از تو...

شعبان که مه سرور هر مرد و زن استتابان ز وجود جلوه چهار تن ا...

سناریو توکیو ریونجرزموضوع : اگه عاشقت باشن و بهت اعتراف نکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط