«حکایت ابراهیم نبی(ع) و پیرمرد بت پرست!»:

«حکایت ابراهیم نبی(ع) و پیرمرد بت پرست!»:
در مهمان­دوستی ابراهیم نبی(ع) سخن­ بسیار رفته است. در هر وعده غذا چندین گوساله و گوسفند در خانه او ذبح می شد. تا مهمان به خانه نمی ‏آمد، غذا نمی‏ خورد. روزی مهمان بر وی وارد نشد. در بیرون خانه به جستجوی مهمان پرداخت، پیرمردی را دید و او را به هم­سفرگی طلبید. هنگام خوردن، پیرمرد یاد خدا نکرد و بر بت پرستی او کاشف برآمد. ابراهیم عذر او بخواست و پیرمرد از سفره برخاست و برفت. در این هنگام جبرئیل بر ابراهیم نازل و سلام خدا‏ رساند و اینکه‏ فرماید: این پیرمرد هفتاد سال مشرک و بت پرست بود، و ما رزق او کم نکردیم، روزیِ یک روزِ وی به را تو حواله نمودیم، به او غذا ندادی؟ ابراهیم با پشیمانی به جستجوی پیرمرد او را یافت و به خانه دعوت نمود. پیرمرد پرسید چرا بار اول مرا رد و باز پذیرفتی؟ ابراهیم پیام و هشدار خداوند را به او خبر داد. پیرمرد به فکر شد و نافرمانیِ چنین خداوند بزرگواری را دور از مروت دید و به آیین ابراهیم گروید و با اخلاص در راه خدا، از بزرگان دین شد.



به نقل از:
«جوامع الحکایاتِ محمد عوفی»
دیدگاه ها (۳)

خلقت افلاک از برای حسین(ع) است، جلوه خورشید از جلای حسین (ع)...

«نیرنگ نافرجام امپراتور وقت روم برای تصرف ایران»:«کاراکالا» ...

ای تشنه شهیدِ سر بریده، دل از «سر« و از «پسر» بریده! در ظ...

رو سیاهم که هنوز از تو خیلی دورم، مهربونی با من، اما من انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط