عشق در تاریکی

عشق در تاریکی
پارت: ۱۲

بعد از اینکه قرار شد فردا بریم برای تحقیقات جونگکوک دم گوشم جورب که فقط خودم بشنوم گفت که

+ بیا تو اتاق کارت دارم

بعد از اینکه این حرفو زد رفت منم بعد از چند مین رفتم
زمانی که رفتم داخل اتاق کسی نبود یهوی یکی منو چسبوند به دیوار و لبشو گذاشت رو لبام اولش شکه شدم ولی بعدش همراهیش کردم بعد از چند مین همین جور که داشتیم لب میگرفتیم رفتیم در رو بستیم و منو هدایت کرد طرف تخت و روم خیمه زد و همین جور داشتیم لب میگریم که دست بدار شد امد که لباس هامو در بیاره که گفتم هنوز زوده
اونم گفت


+ اوکی ولی یه روزی تورو واسه خودم میکنم

_ تلاشت رو بکن شاید کردی

+ من چیزی که میخوام رو به دست میارم

_ هعع

+ حالا میای ادامه بوسه مون

_ فقط بوسه

+ اوکی
بوسه رو شروع کرد و بعد از دقیق نیم ساعت رفتیم پایین و دیدم بچه ها نیستن و زنگشون زدیم گفتن بیرون هستن



ماهم شروع به شام درست کردن



پاستا داشتم درست میکردم و اماده دشه بود و ابنو هم بگم که رمانی که داشتیم درست میکردیم کار های عاشقانه هم میکردیم.



ادامه دارد


شرط ها

۳٠ لایک
۱۵ کامنت
۱٠بازنشر
دیدگاه ها (۵)

فالو شه https://wisgoon.com/bangtan-forever

فالو شه @aaalliiiaa

.. MY DOLL.. ویو ی ا.ت رفتیم لباسامون رو عوض کردیم و اومدیم ...

پارت:۳ عشق در تاریکی وارد پاساژ شدیم و داشتیم تو پاساژ میچرخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط