سناریو

وقتی بعد چند وقت همو میبینید و تو داری میگی :اوه شت اگر (اسمشون)بود خیلی خوب میشد(وقتی اکستن)

نامجون:هنوزم هست بیب

جین تو ذهنش فاخ هنوزم بهم فکر میکنه:اگر توهم بودی شاید حالش بهتر بود

مین یونگی (خیلی رسمی شد) :چیشده از کسی که ازش متنفری یاد کردی؟ (میره...مود اقای یونگی)

هوبی: وادفا..، تو میگفتی بدون من همه چیز قشنگتره چی شد؟ خیلی خوش نمی گذره نه؟ (ایشون با جیمین امده بیرون و مجبور شد پشت اقا بره)

جیمین: فکر نمی کردم حتی بهم فکر کنی ولی الان میگی بهم نیاز داری😔😂(باخنده سادیسمی میزنه)

ته:بدون من همه چیز بد میگذره (دستش رو دور گردنت میدازه)

کوک دستش رو ناگهانی دور کمرت میگیره: دلت واسه صاحبت تنگ شده؟
دیدگاه ها (۳)

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁵به سمت آسانسور رفت و دکمه رو فشار داد...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖جیمین نامه را پیدا کرد.فوراً ...

چندپارتی جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط