با عجله راه می رفتم

‏با عجله راه می رفتم،
که محکم به چیزی خوردم!
"آدم" بود...

منتظر بودم پرخاش کند،
لبخندی زد و رفت!

به گمانم "انسان بود
دیدگاه ها (۱۲)

تنهایی حس قشنگیستوقتی فهم هیچکس به اندازه ی درک تو نیست...

خوبه بدونی اون ستاره ای که از همه پر نور تره فقط مال تو نیست...

...

part4

پارت ۴۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط