مادربزرگ

مادربزرگ
حواسش به شمعدانی ها بود
گاه حتی
همین که چرخی میزد کنارحوض
نگاهشان می کردکافی بود
برای قدکشیدنشان
بعدها فهمیدم
عشق مراقبت میخواهد
چیزی مثل ِ زمزمه ی اینکه
حواست به من باشد...
دیدگاه ها (۱)

‏یه ضرب المثل فرانسوی هست که میگه:#دریا هم تا وقتی توش غرق ن...

تنهایی رفتن سخت نیست ولی وقتی ما این همه راهو با هم رفتیم تن...

مادرم تعریف میکرد: نمک، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتی با نمک‌س...

*مادربزرگحواسش به شمعدانی ها بودگاه حتیهمین که چرخی میزد کنا...

مادربزرگحواسش به شمعدانیها‌‌ بودگاه حتی همینکه چرخی میزد کنا...

پارت شانزدهم:ناپسند(Rose)روزها مثل برق و باد می گذشتند.امروز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط