گاهی

گاهی
به من فکر کن
مثل دستی ناشناس
در بریده ای از عکسی قدیمی

#مژگان_عباسلو
دیدگاه ها (۲)

مرا به ذهنت نهبه دلت بسپار! من از گم شدن در جاهای شلوغ میترس...

در گلوی من ابر کوچکی است! میشود مرا بغل کنی؟قول میدهمگریه کم...

لهجه خندیدنت چه به لبهایت می آیدمانند نوبرانه های انار روی ش...

نگران نباش…گاهی پشت تمام بن‌بست‌ها، دستی از جنس رحمت ایستاده...

گاهی آدم‌ به خاطر عبور از مرحله‌ای چنان درد می‌کشد و تغییر م...

وویییییییفکر کن توی همچین خونه ای زندگی کنیاینطوری استخونات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط