P

P2
تهیونگ:دستات چقدر سرده*نگران
باز غذا تو نخوردی؟؟؟

بورام:چرا فقط من زنده موندم

تهیونگ:حتما دلیلی داشته و تو باید قوی باشی*غذا رو جلوی بورام گذاشت
بخور ضعف میکنه بدنت

بورام:نمیخورم

تهیونگ:باید مثل بچه ها ارت مراقبت کنم*خنده
قاشق رو برداشت کمی از غذا برداشت
برد سمت دهنش
بگو آ

بورام:یا مگه اول ابتدایی چیزی هستم میگی آ

تهیونگ:اگه نبودی میخوردی*خنده

بورام:باشه فقط نصفش رو میخورم

تهیونگ:اووو پس خوبه

بورام:شروع کرد به غذا خوردن اونم به زور

تهیونگ:داشت نگاهش میکرد

بورام:مگه کار و زندگی نداری نشستی به غذا خوردن من نگاه میکنی....

۱۵ لایک/۱۱ کامنت
دیدگاه ها (۰)

۴۰۰ تایی شدنمون مبارک💕💋💋💋💋

p1وارد اتاق شد سینی رو گذاشت پیش بورام نشستمثل همیشه به جای ...

p11تهیونگ:خوابوند رو کاناپه شروع کرد به.....*کسی میخواد تو ک...

HIDDEN LOVEPart16بورام:آییییییی دیوونهجونگکوک:اره دیوونه توع...

⁦⁦⁦✧⁩wolf✧⁩⁦✯part:⁵فردا صبح جنا بلند شد حموم رفت به خودش حسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط