P2

P2
تهیونگ:دستات چقدر سرده*نگران
باز غذا تو نخوردی؟؟؟

بورام:چرا فقط من زنده موندم

تهیونگ:حتما دلیلی داشته و تو باید قوی باشی*غذا رو جلوی بورام گذاشت
بخور ضعف میکنه بدنت

بورام:نمیخورم

تهیونگ:باید مثل بچه ها ارت مراقبت کنم*خنده
قاشق رو برداشت کمی از غذا برداشت
برد سمت دهنش
بگو آ

بورام:یا مگه اول ابتدایی چیزی هستم میگی آ

تهیونگ:اگه نبودی میخوردی*خنده

بورام:باشه فقط نصفش رو میخورم

تهیونگ:اووو پس خوبه

بورام:شروع کرد به غذا خوردن اونم به زور

تهیونگ:داشت نگاهش میکرد

بورام:مگه کار و زندگی نداری نشستی به غذا خوردن من نگاه میکنی....

۱۵ لایک/۱۱ کامنت
دیدگاه ها (۱۳)

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۱ویو راوی تهیونگ خ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط