روزگارسردیست !

روزگارسردیست !

من وتنهایی هایم؛جاده ای مُرده ازنبودقدمهایت !

تمنا می کنم،

اغوشی را که نیست وخیالی ازشانه های چسبیده به شانه ام؛

دستانی گره خورده و گامهایی که عاشقانه های پاییزی جاده هارا تا بینهایت گَس می کند !

تمنا می کنم بودنت را...!
دیدگاه ها (۴)

احساسم را برای تو به حراج میگذارم فقط برای تو...به هرقیمتی ک...

ادعای بی تفاوتی سخت است! آن هم نسبت به کسی که زیباترین حس دن...

"... وقتی که دیگر نبود، من به بودن‌اش نیازمند شدم، وقتی که د...

Part 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط