پارت

پارت ۱۲
اون چیزی که شما فکر میکنید نشد و اسی گفت اون چیزی که فکر میکنی نیس و یه دفعه در باز شد که اکسو سراسیمه به سمت ما اومدن و جولیا بدنش آسیب دیده بود و چان با قیافه ناراحت سمت ما اومد گفت چیشده ولی هیچ کدومشون نمیدونستن حرف بزنن بجز اما و استیسی .

اما-میریم بهتون میگیم که بلند شدیم حرکت کنیم که یه دفعه جولیا بلند گفت اخ و همه واستادیم.
شیومین-چیشده؟
همون اومدیم پیش جولیا گفتیم خواهری چت شده؟که جولیا به زور منظورو رسوند که شیومین اومد از زیر پاهاش و کمرش گرفت بلند شد( این دقیقا چکار کرد😳این...به جولیا دست زد اونم شیومین😳)
هنوز جولیا توی شک بود از اون طرف بچه ها دیگه نگووووو رفتیم خونه.نشستیم روی مبل هنوزم یه حس هایی میکردیم بعد همه ماجرا رو تعریف کردیم که بعد اما گفت فکر میکردم قضیه راهبه باشه ولی اینطور نبود هنوز توی شُکم که چرا اون نبود و مثل راهبه رفتار میکرد....

سهون-قیافشو دیدید؟!
کامیلا-اگه دیده بودیم الان توی شک بودیم آقای ایکیو( خخ چه خوب جواب داد جواب پسرا رو باید اینطوری داد👍🏻)
استیسی-بچه ها یه چیزی بگم چرا این خونه شبیه....خونه راهبه و احضار نیس؟اصلا اینجا کجاست؟چرا اینطوریه؟طلسم شده؟
کریس-سریعتر باید یه کاری کنیم!به نظر یک نفر نیس
جسیکا‌و‌ساراو جسی بل از شدت ترس به همدیگه چسبیده بودن ( آخی اینا چقدر ترسوعن الان خودت جای اونا بودی میترسیدیا😆) که شب شد همه خواب بودیم و یه صدا هایی از خونه میومد ( یا خدا غلط خوردم این دیگه چیه)
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۳شب از سقف صداهای وحشتناک میومد. امااز خواب بیدار شدم ...

پارت ۱۴چانیولاستیسی شروع کرد به کفتن:خب ببینین یه بار بیشتر ...

پارت ۱۱داشتیم می رفتیم در رومون بسته شد .اسی- خاک تو اون فرق...

پارت ۱۰غذا رو خوردیم اولین بار بود که اسی انقدر مهربون شده ب...

امروز توی پارک نشسته بودم تا طراحی جدیدم رو کامل کنم، فکر کن...

تکپارتی جیمین Like crazy شب همیشه از جایی شروع می‌شد که صداه...

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف¹⁷سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط