حال من بد بود و کس باور نداشت

حال من بد بود و کس باور نداشت
قصه‌ی ویرانی ما اول و آخر نداشت

هر کسی با یک طریق و یک روش حالم گرفت
بس که دل دیوار و در ، پیکر نداشت



‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۷)

این عادلانه نیست،گاهی در شعرهام مجبورمزیبایی ِ تو رادر آغوش ...

. چه گنه کردم و دیدی؟ که تعلّق ببـری...

صبح یعنی دوستی با دانه هادست دادن با همه پروانه هاصبح یعنی آ...

گفتمش سلطان قلبمتو کجا اینجا کجامنطق وعشق و خراباتبوده اند ا...

استاد کیم پارت معرفیشخصیت های اصلی:هوانگ ا.تکیم تهیونگ شخصیت...

چه کنم با دل خود ؛ با تو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از تو بخ...

گرفتارم! گرفتارم! به حال زار دلتنگیخودم را باختم هر بار در پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط