مرداد شد اما هوا رنگی، از سردمهریّ خزان دارد

مرداد شد اما هوا رنگی، از سردمهریّ خزان دارد
آتش به جان و تن نمی‌ریزد، از زرد بودن صد نشان دارد

رنگی به نام زندگی دیری‌ست پاک از خیال و خاطرم رفته
عطرینه‌های عمر من بویی، از سردی فصل خزان دارد

• مرضیه طبیب
دیدگاه ها (۲)

نزدیک پاییز است

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

یک عمر باید بگذردتا بفهمی بیشتر غصه هایی که خوردینه خوردنی ب...

از کدامین درد سخن گویم کنون که وطن چون قاصدک بر باد رفته ست ...

ای دوست، دزد حاجب و دربان نمی‌شودگرگ سیه درون، سگ چوپان نمی‌...

روح و تن !!

عزیز نعمتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط