امروز خم شدم و در گوش کودکی که مُرده به دنیا آمده بود ، آ

امروز خم شدم و در گوش کودکی که مُرده به دنیا آمده بود ، آهسته گفتم : چیزی را از دست ندادی...

#آلبر_کامو
دیدگاه ها (۱)

هیچ‌چیزهیچ وقتدر هیچ کجای جهانسر جایی که باید نیستاسم‌هایی ر...

به ساعت نگاه کردم .شش و بیست دقیقهٔ صبح بود .دوباره خوابیدم....

من شب ها گاهی بیدار میمانمگاهی تا دیر وقتشبهایی که کمی به تو...

📷دست نوشته سپهبد سید عبدالرحیم موسوی یک ساعت پیش از شهادتشان...

🟢 دست نوشته سپهبد سید عبدالرحیم موسوی یک ساعت پیش از شهادتش:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط