دلم میخواست یک نفر آرام و شمرده توی گوشم زمزمه میکر

دلم می‌خواست یک نفر ، آرام و شمرده ، توی گوشم زمزمه می‌کرد :
" دنیا بی‌ارزش نیست . سخت نیست ، پوچ هم نیست . داری خواب می‌بینی ..."
من خواستم و او گفت ..
او گفت : " دنیا بی‌ارزش نیست . سخت نیست ، پوچ هم نیست . داری خواب می‌بینی ..."
من باورم شد . باورم شد که دارم خواب می‌بینم . این چشم‌های خیس را . این شبِ سرد و اندوهناک را ... همه‌اش یک کابوس است ...
بیدار می‌شوی و یادت می‌رود که تنهایی چقدر سخت بود ! دروغ چقدر درد داشت .. یادت می‌رود که حرف‌ها فقط حرف هستند و نباید باورشان کرد . یادت می‌رود که هیچ‌چیز ارزش ندارد ..
همه این‌ها یادت می‌رود ..
داری خواب می‌بینی ...
دیدگاه ها (۲)

اگر ڪسی را یافتی ڪه درلبخندت غمت را دیددر سڪوتت حرفهایت را ش...

گفت : زندگی مثه نخ کردنه سوزنه!یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدو...

نگاهم کن!جایی میان چشمهای تو گم شده ام.یک " تو "کم دارم تا آ...

هر چیزی که به تو ربطی داشته باشددوست داشتنی استاز دلتنگی‌ ام...

یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم! جیب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط