چون پرستویی که در پرواز نیست

چون پرستویی که در پرواز نیست
 بالِ احساسِ  من امشب باز نیست 

پر شده از بغض تنهایـی دلم
شور و شـوق و خنـده و آواز نیست 

رنگ هست اما مرا همرنگ نیست 
راز هست اما مرا همراز نیست 

غـیـر از آن نـا آشـنـای آشـنـا
هیچ کس با ساز من دمساز نیست

بـی بـهـار او ، پـرسـتـوی دلـم 
هیچ وقـت آمـاده ی پـرواز نیست 

دل بـه  پـایـانِ تمـاشـا بستـه ام  
گر چه پایان بـهتـر از آغـاز نیست
دیدگاه ها (۶)

نمیدانم که قلبم از کجا تعلیم میگیرد!!بدون مشورت با من، خودش ...

خواب دیدم آب ها زندانی اندبادها سرگرم سرگردانی اندلاله از رو...

ای دل...برای آنکه نگیری چه میکنیبا روزگار دوری و دیری چه میک...

این متن و عکس رو هم دوست خوب و عزیزم نازمین مهربون بهم تقد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط