اجباری ازدواج
اجباری ازدواج
P:3
"ویو الیزابت"
تمام شد رفتیم تو ماشین و تهیونگ هم اومد تو ماشین من نشست
+اینجا چی میخوای؟
_اومدم بریم دیگه
+تو ماشین داری.
_میگم بادیگارد بیاره
+باشه
_آفرین برو
تو راه دستشو گزاشت رون پام و فشار میداد
+دستتو بردار
همین طور که تو گوشی بود
_عادت کن دوست دارم دستم اینجا باشه شایدم بیشتر بخوام هان(😈🤣)
+هوفففف بزار بزار بزار
_میدونی که وقتی تو رابطه بودیم من همجاتو دیدیم؟پس من امروز ازت نینی میخواممم
+تهیونگ عین مامان بابات شدی بعدشم مگه نمیخوای بریم باهم مهمونی؟
_بعدش عشقم
+از رابطمون 4سال گذشته
_3سال هم باهم ازدواجمون
.......
#کمپانی_ویکتور
P:3
"ویو الیزابت"
تمام شد رفتیم تو ماشین و تهیونگ هم اومد تو ماشین من نشست
+اینجا چی میخوای؟
_اومدم بریم دیگه
+تو ماشین داری.
_میگم بادیگارد بیاره
+باشه
_آفرین برو
تو راه دستشو گزاشت رون پام و فشار میداد
+دستتو بردار
همین طور که تو گوشی بود
_عادت کن دوست دارم دستم اینجا باشه شایدم بیشتر بخوام هان(😈🤣)
+هوفففف بزار بزار بزار
_میدونی که وقتی تو رابطه بودیم من همجاتو دیدیم؟پس من امروز ازت نینی میخواممم
+تهیونگ عین مامان بابات شدی بعدشم مگه نمیخوای بریم باهم مهمونی؟
_بعدش عشقم
+از رابطمون 4سال گذشته
_3سال هم باهم ازدواجمون
.......
#کمپانی_ویکتور
- ۲۳۳
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط