من نمی دانم که مادر کیست .... و چرا به او مادر می گویند .

من نمی دانم که مادر کیست .... و چرا به او مادر می گویند ...
نمی دانم که چرا چادر نمازش بوی بهشت می دهد ..
نمی دانم که چرا شانه اش تنها جایی است که آرامش تمام را به من باز می گرداند ...
نمی دانم که چرا کوفت گفتن هایش را به هزار دوستت دارم دختران هم سنم ترجیح می دهم ...
من نمی دانم مادر کیست ...و نمی دانم چرا وسعت آسمان بالای سرم به وسعت دید مادرم نیست ... و نمی دانم که گاهی ، چرا مرض فراموشی می گیرم ...
بهشت زیر پای مادرم است ، و من آن را در آسمان جستجو می کنم ..
من نمی دانم مادر کیست
اثری از خودم
دیدگاه ها (۲۰)

حرف دل یک پسر به دختر ها در شهری که حجاب رنگ و بوی سابق را ن...

.

سلامدوستانی که اینستا دارن بگن ادشون کنم .... دوست داشتین من...

یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد: من دلم میخواد یکی ...

یک چیز را هرگز نتوانستید از ما بگیرید ؛حافظه مان را .ما فرام...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

این خبر را برسانید به ایرانی ها شانه آماده کنید، داغ پدر می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط