چندپارتی

#چندپارتی
#هان
#استری_کیدز
{Mafia in my home}
part¹²
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
پتو رو تا شونه های یه نا بالا کشیدم و به سمت حموم حرکت کردم.
داشتم بدنم رو میشستم که با صدای یه نا و صدای کوبوندن دستش به در حموم مواجه شدم.
×هان!
+یه نا...بیدار شدی؟
×اوه...ا.ت تویی؟
+آره...چیزی میخوای؟
×دنبال هان میگردم.میدونی کجاست؟
+نه منم نمیدونم کجاست.
×باشه.
بعد از ۱۰ مین از حموم بیرون اومدم.
موهام رو خشک کردم و لباس های محل کارم رو پوشیدم.
×جایی میری؟
+آره. میرم سرکار
×که اینطور...
گوشیم رو درآوردم و بهش گفتم
+شماره ات رو بهم بده.
×شماره ام رو...باشه.
گوشی‌ام رو ازم گرفت و شماره اش رو بهم داد. بعدش بهش زنگ زدم که شماره ام روی گوشیش بیافته.
+خب...چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن باشه؟
باشه ای زیر لب گفت و بعدش از خونه رفتم بیرون و به سمت کافه رفتم.

ویو هان
¿¡سلام رئیس
بدون اینکه جواب سلام دادنشون رو بدم شروع کردم به صحبت کردن.
_باید باند بلک کیلر رو ازبین ببریم!هرجور شده.
یکی از اونها با کنجکاوی گفت
¿چجوری رئیس؟نقشه ای دارید؟
پوزخندی زدم و گفتم
_مثل خودشون عمل می‌کنیم.
همه اعضا با کنجکاوی به هم نگاه میکردن. تعجبی هم نداره پس ادامه دادم
_خب نقشه خیلی ساده است...
(فلش بک به دیشب)
با یه نا یک اتاق توی هتل گرفتیم و وسایلمون رو اونجا گذاشتیم.
بعد از حدود چند ساعت... پشت میز کوچکی تو اتاق نشستم شروع کردم تحقیق کردن درباره رئیس باند بلک کیلر. یه نا هم رو تخت دراز کشیده بود و با گوشیش ور میرفت.
ولی یهو در اتاق با شتاب باز شد و پنج نفر سیاه‌پوش وارد اتاق شدن.
یه نا بلند شده بود و با ترس بهشون نگاه میکرد.
اونا جلو اومدن و یقه لباس یه نا رو گرفتن و سمت خودشون کشوندنش.
به سمتشون حمله ور شدم و تا میتونستم بهشون مشت زدم. خوشبختانه خیلی ضعیف تر از اونچه که فکر میکردم بودن.
هر ۵ تاشون پخش زمین شده بودند و بیهوش بودن.
کارت و گوشیم و رو برداشتم و با یه نا از هتل زدیم بیرون. تنها جایی که برای موندن داشتم خونه ا.ت بود.
(پایان فلش بک)
_اگه ماهم مثل اونا یواشکی بهشون حمله کنیم...شاید بتونیم شکستشون بدیم.
بعد روبه بکی از افراد کردم و گفتم.
_هی تو! هرچی درمورد رئیس باند بلک کیلر هست رو باید بهم تا ۲ روز دیگه بدی. آدرس خونه!شماره پلاک ماشینش!شماره موبایلش و هرچیزی که لازمه. فقط توی ۲ روز
و بعد بدون هیچ حرف دیگه ای از اونجا زدم بیرون.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

ناناصا امروز سرم خیلییی شلوغه و فکر نکنن بتونم پارت جدید رو ...

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part¹¹.....ویو ا...

معرفی فیکشن جدیدم(درخواستی)دستای کوشولوشششششوو😭😭🎀شخصیت های ا...

سناریو سانزو پارت ۴ فکر کنم

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط