من و بابام رفته بودیم مهمونی، حوصله م سر رفت بهش مسیج داد
من و بابام رفته بودیم مهمونی، حوصله م سر رفت بهش مسیج دادم ”بابا پاشو بریم”! وسط صحبتش بود گوشیشو برداشت همه هم منتظر بودن که صحبتشو ادامه بده، بلند گفت: عه تویی؟ باشه باباجان الان میریم...!!!
- ۱.۲k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط