.

.
تا می خواهم از تو بنویسم؛
کاغذ پهن میشود به گستره ی واژگان و
قلم مست میشود و سرگردان!
و من در این بیکران میجویَم واژه ایی را
که تمامِ تو را در تمامِ احساس صرف کند و چه کوششی نافرجام...
و هر بار تورا اینچنین زمزمه میکنم و میخوانمت؛
با هر چه هست تو را نمی توان سرود
گر کاغذ شود هرچه دشت
و
جوهر شود هرچه رود
دیدگاه ها (۷)

ای کاش وفای به دل آموختنی بودیا باز چراغِ دلم افروختنی بود"د...

ای خدا فاصله اش ختمِ جدایی نشودچه کنم دست دلم بند به جا...

براش چای می ریزم و نیست، توو این لحظه هایی که حالم بدهکسی نی...

گفتنی‌هایی به دل دارم نمی‌گویم به توعاشقت هستم گرفتارم نمی‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط