با قلب من ای عشق کاری کن که باید

با قلب من ای عشق، کاری کن که باید
کاری که دل بردارم از اما و شاید

کاری که تنها خود بدانی چیست، یا نه
کاری که حتی از خودت هم بر نیاید

ای دل جلائی تازه پیدا کن که این عشق
چون آه در آئینه خود را می نماید

باید که بر دیوار زندان سر بکوبم
آه مرا گر بشنوَد در می گشاید

رفتم که برگردم به آغوش تو ای عشق
تا جان بجای خستگی از تن درآید...
دیدگاه ها (۱)

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ کس آس...

یک روز ما از هم جدا خواهیم شد غمناک یک روز من در شهر احساس ت...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کندزندگی یا مرگ، بعد از ما چه...

Part 13

مافیایه عشق P:29فلیکس تقلا ای کرد ولی زورش در برابر هیونجین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط