در

در
موسیقی، چشمانش
دو کوه رسته بود؛
و
معشوقه ای
که جان می داد
در کنج نگاهش
دیدگاه ها (۱)

نــاز چشمـان تـو , دل را تـا ثریـا میبرد . مشـکی مویـت مـرا ...

اگر عشق،عشق باشد؛زمان، حرفِ احمقانه‌ای است...!

اینجا من بستگی دارمبه تو... به حرفهایتآرامشتبه بودنت... اینج...

به همه باید احترام گذاشت امــا عشق را...

تا به دیوار و درش تازه کنم عهدِ قدیم؛🌸گاهی از کوچه معشوقه خو...

عزیزترینم کجایی ❣️خون می چکد از دیده در این کنج صبوری این صب...

کوه صبرم من ولی از غصه میدانم شبی🌸💔بی گمان این غم مرا آخر ز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط