لجبازی های عاشقانه( ادامه پارت ۱۲)

لجبازی های عاشقانه( ادامه پارت ۱۲)
ا.ت زندگی ای با نفرت رو انتخاب کرد الان یک سال میگذره
یک سال شده که اون داره با کسی که عاشقش نیست زندگی میکنه زندگی ای پر نفرت تهیونگ و ا.ت هردو به این روند زندگی عادت کردن
ا.ت ویو
روی مبل نشسته بودم یک هفته شرکت تعطیله و من برنامه ای واسه این یک هفته ندارم
جولیا بهم زنگ زد
* الو چیه
جولیا . شنیدم یک هفته شرکت تعطیله
*خب
جولیا . برنامه ای نداری
* نه
جولیا . بیا بریم پارک آبی
*  واقعاااا
جولیا . اره مایو بردار فردا میریم
* اوکی
تلفن رو قطع کردم
* خب فردا حسابی خوش میگذرونم
& اوم فردا چه خبره مگه
* به تو ربطی داره ؟
& نه منم فردا دارم با جونگیون میرم بیرون
* اوم باشه به سلامت
اره درست دیدین این مکالمه تهیونگ و ا.ت در طول روز هست تازه روزایی هست که حتی باهم حرفم نمیزنن اگه لازم نباشه زندگیشون از این رو به اون رو شده
صبح
سریع از خواب بیدار شدمکه تهیونگم هم زمان با من بیدار شد لباسامو پوشیدم و مایو مو توی کیفم گذاشتم میکاپ کردم موهامو شونه زدم و راه افتادم  رفتم بیرون صدای دوتا بوق امد جونگیون و جولیا هم زمان رسیده بودن رفتم سوار ماشین جولیا شدم و سریع رفتیم
دیدگاه ها (۷۳)

لجبازی های عاشقانه( پارت۱۳)رسیدیم رفتیم داخل یک اتاق برای عو...

لجبازی های عاشقانه( پارت ۱۴ )تهیونگ امد داخل انگار خیلی مست ...

لجبازی های عاشقانه( پارت ۱۲ )شاید براتون سوال شده باشه چرا ت...

لجبازی های عاشقانه( پارت۱۱)جوری تند میرفت انگار دیرش شده بود...

Love in the dark②⑦رفتم داخل اتاقم از خوشحالی و هیجان نمیدونس...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁷*وارد شرکت شدم،رفتم طبق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط