عآاا حوصله م سر رفته بود اومدم ری اکشن نویسی کنم

عآاا حوصله م سر رفته بود اومدم ری اکشن نویسی کنم
موضوع: وقتی بهشون میگیم ازت متنفرم

🍥 ناروتو:
(چشماش گرد می‌شه، یه قدم عقب می‌ره)
«ه... هان؟! چرا؟! من چیکار کردم؟! بگو چی شده، درستش می‌کنم، داتبایو!»
(بعد از چند ثانیه، با لبخند زورکی) «ولی... می‌دونم یه روزی منو قبول می‌کنی. من هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شم!»

😤 ساسکه:
(نگاه سرد، بدون هیچ حالتی)
«...هه. بهم می‌گی ازت متنفرم؟»
(یه لحظه سکوت) «مهم نیست. من عادت دارم.»
(پشتش رو می‌کنه، ولی انگار یه لحظه شونه‌هاش افتاد)

🌸 ساکورا:
(مشتش رو بالا می‌بره)
«چـــی؟! ازم متنفری؟! شانارووو!!»
(بعد خودش رو جمع می‌کنه، یواش) «...ببخشید. حالا بگو چرا. جدی می‌پرسم.»

📚 کاکاشی:
(کتاب ایچا ایچا رو می‌بنده، با چشم لبخندی)
«آها، جالبه. ولی خب، من تو زندگیم چیزای بدتری شنیدم.»
(زیر لب) «...هرچند، یه کم حس بدی داره.»

🔥 ایتاچی:
(آروم، با همون نگاه همیشگی)
«می‌فهمم. اگه این چیزیه که حس می‌کنی، حق داری.»
(با لبخند کوچیک) «فقط... مراقب خودت باش.»

🐍 اوروچیمارو:
(می‌خنده، زبونش رو می‌کشه)
«کوکوکو... اینو از کسی می‌شنوم که حتی منو نمی‌شناسه؟ عجب جسارتی. خوشم اومد!»

💀 هیدان:
«ازم متنفری؟ عالیه! خدای جاشین هم ازت متنفره! بیا یه آیین قربانی برات برگزار کنیم! 😂»

----

اگه بازم از این چیزا خواستین بگین میتونم از انیمه های دیگه هم بنویسم
دیدگاه ها (۰)

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

چند پارتی پارت ۵ بارون هنوز می‌بارید، اما هیچ‌کدوممون عجله‌ا...

سناریو ریندو

🎀 BTS Reaction | وقتی میگی «جز من با یکی دیگه‌ای» 😳نامجون:«چ...

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط