چشمانش مانند قهوه ادم را معتاد می کرد و ستارگان همه درون

چشمانش؟ مانند قهوه ادم را معتاد می کرد و ستارگان همه درون چشمان اون نقش بسته بودنند
انگار که در شبی طولانی فنجان قهوه در دست به اسمان بنگری و انعکاس ستارگان روی قهوه ات نمیان شود . .
دیدگاه ها (۰)

خانم خانوما +٫🥧

٫-💮 تهش همه میرن حتی اونی که ته ذهنت میگفتی اون نمیره ...

تو مال منی ، حتی اگر با من نباشی

بیا ، نمی‌ترسی دیرشه ؟

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ همه کم کم رفتن خونه هاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط