part...2

زمان حال لندن مارس ۲۰۲۶:با آلارم گوشی از خواب بلند شد،به سمت دوش رفت یه دوش نصفه گرفت..کت و شلوار قهوه ایش رو پوشید،صبحانه اش رو خورد و با قهوه ی فوریش به سمت پارکینگ رفت،سوار ماشین بنز مشکی ماتش شد و راه افتاد؛به ساختمانی بزرگ رسید و با نشون دادن کارتش وارد شد...با به کارکنان صبح خوبی رو شروع کرد و به سمت دفتر رئیس سازمان FBI رفت با زدن در وارد شد...و از شخصی که اونحا بود متعجب شد!معاون ارتش توی دفتر رئیس بود تهیونگ سلام داد واحترام نظامی گذاشت و روی صندلی چرمی که مباقل معاون ارتش قرار داشت نشست و لب زد(چی باعث شده من رو احضار کنید اقای جانگ)رو به رئیس سازمان پرسید؛رئیس با دست راستش به معاون ارتش اشاره کرد و گفت(برای ماموریت جدید کیم)و بعد خطاب به معاون ارتش ادامه داد(مامور مخفی ما کیم تهیونگ...ایشون توی تمام ماموریت های ما موفق بودند و با گروهشون جز بهترین و عالی ترین های FBI هستن)معاون ارتش رو به تهیونگ لب زد(از اشنایتون خوشحالم اقای کیم...ما برای شما ماموریتی در نظر گرفتیم ولی باید بدونید که این ماموریت با تمام ماموریت های شما فرق داره؛بسیار خطرناک و سِری هست،امیدوارم متوجه حساسیت ماجرا شده باشید) تهیونگ سر تکون داد و "بله"ای گفت.بعد از کمی سکوت معاون ارتش ادامه داد(ارتش از شما درخواست کمک داره،موضوع ننیاست و افراد خیلی کمی از این موضوع خبر دارند)معاون ارتش پوشه ی روی میز رو سمت تهیونگ فرستاد و ادامه داد(شیش سال پیش پرونده ی قاتل ۷۰۰ نفر در یک سالن بخاطر ترور شدن قاتا بسته شد...ماموران ما کل این شیش سال رو به دنبال قاتل بودند اما هیج ردی از اون بین جنازه ها پیدا نشد،سال گذشته اطلاعات خوبی ازشون لو رفت)تهیونگ داشت با دقت به عکس جنازه ها و محل حادثه که داخل پوشه قرار داشتن نگاه میکرد و تمام حواسش به حرف های معاون ارتش بود(در شب حادثه نیمی از بدن قاتل توی اتیش میسوزه،اما الکس اکسانتر تاسیس گر سازمان WDL و تیمی از مامورانشون بدن نیمِ سوخته ی قاتل رو بیرون میکشن و با خوشون میبرن...سازمان WDL افردای هستند که میخوان ربات رو جای گزیین انسان کنن...و برای این کار میخوان از طریق هوش مصنوعی هیچ انسانی رو روی کره ی خاکی نزارن یعنی نابود کردن بشر و حالا سوال ما اینِ که چرا این سازمان باید این قاتل روانی رو که زمانی هنرمند مشهور پاریس بوده رو ترور کنن؟)تهیونگ کمی گیج به عکس های نگاه کرد و خطاب به دو مرد گفت(تیم من این ماموریت رو بر اهده میگیره و جواب سوال شما رو هم به زودی میفهمیم...)جانگ ووک با لبخندی از رضایت زد و لب زد(تهیونگ یه خبر خوبم برات دارم،این ماموریت اخرین ماموریتت پسر!)همین جمله باعث شد پسر کوچیک جمع لبخندی سرزنده بزنه و از تصمیمش رضایت کامل داشته باشِ،بعد از کمی سکوت معاون ارتش دوباره به حرف اومد(تیم تحقیقاتی ما تمام اطلاعات رو برای تیمت ارسال میکنه...موفق باشی کیم تهیونگ)تهیونگ تشکر کرد...احترام نظامی گذاشت و از اتاق خارج شد[ادامه در پارت ۳ روز جمعه]🙃
دیدگاه ها (۴)

part..1

توضیحات نویسنده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط