گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشود

گفتمش از دیدن رویت دلم وا میشود
گفت در هر کس چنین احوال پیدا میشود

گفتمش از سنگ هجرت کاسه صبرم شکست
گفت با چسبِ وفا این کاسه سالم میشود

گفتمش گاهی چرا از دیده پنهان میشوی
گفت ماه گاهی نهان ، گاهی هویدا میشود

گفتمش رسوای خلقی گشته ام از عشق تو
گفت آری هر که عاشق گشت رسوا میشود
دیدگاه ها (۱)

گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامتگفتا چه کار داری گفتم مها ...

با غزلهایم جهان را بر تو عاشق می کنمدشت های خشک را غرق شقایق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط