مهمان شانه های تو بودن میّسر است

مهمان شانه های تو بودن میّسر است
از من نخواه بی تو و عشق تو سر کنم

مهمان کن این مسافر در راه مانده را
تا کی بدون بوسه ات شب راسحر کنم

#فاطمه_حبیبی_مهریاس
دیدگاه ها (۱)

طرهٔ یار پریشان چه خوش استقامت دوست خرامان چه خوش استخط خوش ...

عاشقت باشم و پنهان کنم و پیر شوم این خودش فلسفه ی عشق درونی ...

ای کاش چو پروانه پری داشته باشمتا گاه به کویت گذری داشته با...

از ابتدا بیهوده می‌بارند باران‌هابهتر نخواهد شد کمی حال بیاب...

چه کنم چه کنم چه کنم من بی تو در این شب بارانیچه بگویم چه بگ...

جا ماندامدرصدایت در نگاهت در دستهایت دراغوشتدرست مثل پاییز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط