دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم،

دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم،
بــعد بیایـم و با عصـایی در دســت،
کنارِ خیابانی شلوغ منتظرت شوم،
تا تو بیایی و مرا نشناسی،
ولی دستم را بگیری
و از ازدحام خیابان عبـورم دهی..
دیدگاه ها (۱)

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

ارغوان خوشگلبلای من:)))میخواستم خیلی زودتر برات پست بزارم ول...

Part ²⁶ ویو لیلی نشستیم تو ماشین بوی ادکلن جونگکوک تو فضا...

قسمت ۷

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش اول_عین خیال هیچکس نیستیم؛ این را بفهم!تنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط