هیچگاه تو را...
هیچگاه تو را...
آنگونه دوست نخواهم داشت...
که زندانیم باشی...!
زندانبانی...
شغل موردعلاقه ام نیست ...!
وازدیدمن...
زندان...
منفورترین مکان دنیاست...!
من...
تارهای افکارخویش نیز...
گسسته ام...!
چه برسد...
به تو!!!
تومیتوانی پرنده باشی...
اما...
اینکه بخواهی تاچه حد...
درآسمان من...
اوج بگیری…
درخودتوست...
میزان اوج گرفتن وپروازت...
بستگی دارد به...
آرزویت" "باورت" "خواستت""صداقتتو...
وعشقت...
هرمیزان که…
ازچشمه عشق…
سیراب تربنوشی...
بیشتراوج خواهی گرفت...!
من…
تورا…
آرزونخواهم کرد...
آنکه بادل می آید...
بادل می ماند...
واین...
می ارزد به تمام زندگی...!!
آنگونه دوست نخواهم داشت...
که زندانیم باشی...!
زندانبانی...
شغل موردعلاقه ام نیست ...!
وازدیدمن...
زندان...
منفورترین مکان دنیاست...!
من...
تارهای افکارخویش نیز...
گسسته ام...!
چه برسد...
به تو!!!
تومیتوانی پرنده باشی...
اما...
اینکه بخواهی تاچه حد...
درآسمان من...
اوج بگیری…
درخودتوست...
میزان اوج گرفتن وپروازت...
بستگی دارد به...
آرزویت" "باورت" "خواستت""صداقتتو...
وعشقت...
هرمیزان که…
ازچشمه عشق…
سیراب تربنوشی...
بیشتراوج خواهی گرفت...!
من…
تورا…
آرزونخواهم کرد...
آنکه بادل می آید...
بادل می ماند...
واین...
می ارزد به تمام زندگی...!!
- ۳۱۶
- ۲۷ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط