غم نگاه آخرت تو لحظه ی خدافظی

غم نگاه آخرت تو لحظه ی خدافظی
گریه ی بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی
.
قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قولمون جدا شدیم آخرکار
.
تو حسرت نبودنت من با خیالتم خوشم
با رفتنم از این دیار آرزوهامو میکشم
.
کوله بارم پره حسرت ، تو دلم یه دنیا درده
مثل آواره ای تنهام ، تو خیابونی که سرده
.
تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره
آروم آروم دل تنگم داره بی تو میمیره
دیدگاه ها (۱)

حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است حسم برای حس تو ، شعری نو اس...

در خلوت دلم ، در همنشینی با غمها ببین که چگونه میریزد اشک از...

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق هم دعا کن گره تازه نیافزا...

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت یا مثل ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط