چشمان تو شعری‌ست که صد قافیه دارد

چشمان تو شعری‌ست که صد قافیه دارد
امّا چه کنم؟ با دل من زاویه دارد!

این آبی بی‌واهمه، این شهر ستاره
چون علم نجوم است که صد فرضیه دارد

چشمان تو معدنی از نور و بلور است
دنیا به غنی سازی آن حاشیه دارد

این سفرهٔ رنگین قلمکار، کجای‌ست؟
کز فلفل و نعنا و نمک، ادویه دارد!؟

این باغ پُر از برکت و این جنگل مخمل
باران شکوفه‌ست که هر ثانیه دارد

این دُرّ یتیمی‌ست که دلخواه جهان‌ست
هر عاشق دلخسته از آن سهمیه دارد

این‌قدر مرا از درِ خود بازنگردان،
هر قطره ز اشک منِ عاشق، دیه دارد

من گریه‌کُنان قصد تقرب به تو دارم
هرکس به تو نزدیک شود آتیه دارد...

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

چون غنچه که در دشتی با خار قشنگ استدل بستن مشکوک من و یار قش...

ای خجالتی من: اگر بگویمت بوی پیراهنت یگانه لنگر آرامش من است...

ای خجالتی من: اگر بگویمت بوی پیراهنت یگانه لنگر آرامش من است...

نفس نفس به هوای تو خو گرفته دلمغزل ترانهٔ چشم تو کو؟ گرفته د...

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط