عشق مافیایی 🔪 🩸 🖤

عشق مافیایی 🔪 🩸 🖤
ادامه پارت ۹
سوهوک انقدر توی فکر بود که متوجه من نشد و روی مبل نشسته بود و سرشو توی دستاش گرفت . وایسادم یه گوشه و اروم صداش زدم :

+ داداش گلم .
(علامت سوهوک ×)
سرشو بلند کرد و با تعجب نگام کرد . الاهی بمیرم برات . چشماش گود افتاده بود و رنگ پوستش زرد شده بود انگار یک ماهه غذا نخورده . ولی من فقط سه روز نبودم . اومد طرفم و اروم اروم دستشو اورد بالا و روی صورتم کشید . وقتی دید واقعیم مثل جن زده ها بغلم کرد و گریه کرد .

× لارا واقعا خودتی ؟!دارم خواب میبینم ؟ کجا بودی اخه ؟ نگفتی بدون تو میمیرم ؟ مگه به هم قول ندادیم پیش همدیگه بمونیم کجا بودی . فکر کردم دزدیدنت . اخه کجا بودی .

همونطور که حرف میزد و گره میکرد منم نازش میکردم توی بغلم و قربون صدقش میرفتم و اون هی منو محکم ت میگرفت که فرار نکنم .
همینجوری داشت گریه میکرد که بادیگار اومد تو و یواشکی که سوهوک نفهمه گفت ۱۵ دقیقه وقت دارم . منم گفتم باشه و سوهوک و از خودم جدا کردم که بادیگارد رو دید .

× لارا این کیه چرا اومده توی خونه ی ما

- ببین سوهوک برات توضیح میدم .

- (همه چیو توضیح داد )

× چیی یعنی داری با یه مافیا ازدواج میکنی .

-اره ولی دوسش دارم ( دروغ میگه که سوهوک ناراحت نشه )

× بازم نمیتونی باهاش ازدواج کنی اون یه مافیاس میفهمی ؟

یهو بادیگارد پرید وسط حرفم و گفت :

# خانم ۳ دقیقه وقت دارید .

-باشه الان تموم میشه (کلافه)

× چی تموم میشه لارا کجا قراره بری مگه نیومدی بمونی ؟

- نه قربونت برم اومدم بهت بگم ولی فردا یه نفرو میفرستم بیاد دنبالت بیا چند روز پیشم و با شوهرم اشنا شو ادم خوبیه ولی زود اعتماد نمیکنه و یه کم با بقیه سرده .

× باشه ولی قول دادی منتظرم . ولم نکنی بری من بدون تو میمیرم .

-قربونت برم من همیشه پیشتم . منتظر باش زنگ میزنم بهت خدافظ ‌.
یه بوس به پیشونیش زدم و اونم خدافظی کردو رفتیم بیرون . اخی به داداشم کفتم الان با خیال راحت زن اون کوه یخ میشم
دیدگاه ها (۰)

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۱۰ ویو لارا : رسیدم دم در عمارت و از ...

عشق مافیایی 🔪 🩸 🖤 ادامه پارت ۱۰دیگه فکر کنم ساعت ۷ میشه . رف...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت:۹ ویو لارا: از خواب بیدار شدم و رفتم سر...

اصن اوفففف🛐🛐🛐💖💖

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت:۹ ویو لارا: از خواب بیدار شدم و رفتم سر...

خیانت عشق انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط