علامت ا/ت:○

علامت ا/ت:○
علامت دیگران:_
#سکوت_سرخ_پارت_سوم

بعد از اینکه اون دختر کمکش رو رد کرد فقط باشه‌ای گفت و بعد از اینکه مطمئن شد اون دختر می‌تونه تا آخر کلاس دَووم بیاره برگشت سر جای خودش...
رفت سمت تخته و دوباره شروع کرد به توضیح دادن و نوشتن، اما انگار تمرکز نداشت...!
انگار نمیتونست رو اون مبحثی که داشت توضیح میداد تمرکز کنه!
یچیزی جلوی ذهن ارومش رو گرفته بود...
اما چی؟ شاید چهره‌ی زیبا و اشک آلود اون دختر...!
کسی چه میدونست...شاید مینهو واقعا نگران اون دختر بود!
بعد از تموم شدن تایم کلاس، در همون حالی که مینهو کتاب و وسایلش رو از روی میز جمع میکرد، بچه‌ها آروم آروم به سمتِ ا/ت میرفتن.
بعضیا میخواستن بفهمن چه اتفاقی افتاده، و بعضیا دلشون میخواست بهش دلداری بدن.
اما هرچی که بود، دختر احساس خوبی از اینکه همه‌ی توجه‌ها روش باشه نداشت.
مینهو با اینکه نمیخواست دخالتی کنه، اما بی‌اراده جمله‌ای رو به زبون آورد:" بچه‌ها... امیدوارم درک کنید که الان وقتِ مناسبی برای صحبت کردن نیست. ازتون میخوام که همگی سریعاً برین بیرون و ا/ت... میشه باهم حرف بزنیم؟..."
اون دختر فقط سرشو به نشونه تأیید تکون داد و بعد از اون سرش رو انداخت پایین...
زمانی که کلاس کاملا خالی شد مینهو به ا/ت اشاره کرد که بیاد جلوتر...!
این اولین بارش بود که با ینفر توی یه همچین محیطی تنها میموند، با این حساب باید خودش رو کنترل میکرد...
باید جلوی لرزش دستاش رو می‌گرفت!
زمانی که دختر اومد سمتش مینهو یه نگاه به سر تا پایش انداخت و اونو بررسی کرد، بعد دوباره سرش رو آورد بالا و به صورت دختر نگاه کرد...!
_می‌دونم حالت زیاد خوب نیست اما...خب تو شاگرد منی و من دلم نمیخاد اینطوری ببینمت پس، میتونی بهم بگی که موضوع چیه؟
دختر برای بارِ دوم سرش رو پایین انداخت؛ انگار که... میخواست جلوی جاری شدنِ اشک‌هاش رو بگیره...
بعد از نفسِ عمیقی که کشید گفت:" ف...فکر نمیکنم بتونید درک کنید استاد!"
_چرا نتونم درک کنم؟! منم یه آدمم و...
با به زبون آوردنِ این جمله، ناخداگاه آب دهانش رو قورت داد.
نفس گرفت و ادامه داد:" و همه‌ی آدما میتونن هم‌نوعِ خودشون رو درک کنن. اینطور فکر نمیکنی؟"
ادامه دارد...
#lily/#yuji
دیدگاه ها (۸)

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_دوم اما اون روز، روز...

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_اول سال‌ها پیش، توی ...

Crimson silence (p3)

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط