آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی مارا به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از یک شب دریایی داشت
گشت فریاد کشان بال به دریا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ براین خط چلیپا زد و رفت
دیدگاه ها (۳)

&هیـــچ وقـت کـاری نکنیــــم آدمـــــای ارزون ...

میخــــــواهم عوض شوم!چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟میخــــ...

مـآتــوزَمیـنـے زِنــدگـےمیــڪنیــم ڪہ خــودشـو جَـــو گــرف...

لانـــه ات را ،بـــر حبــابِ حــوصلــهء مـــردُمــان نـــساز...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱²¹/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط