هر شب دلم میگیرد هر شب جای خالی مهتاب را در آسمان میبی

هر شب دلم میگیرد ، هر شب جای خالی مهتاب را در آسمان میبینم و دلم میگیرد!

هر شب چشمانم از اشک ریختن خیس خیس است
هر شب شمعی را میبینم که در گوشه دلم خاموش مانده است!

هر شب کابوس سفر را میبینم ، کابوس رفتنت را میبینم و گونه ام خیس می شود!

هر شب دستانم را به سوی آسمان بلند میکنم و آرزوی تو را از خدای خویش میکنم..

شبی که اشک از چشمانم مثل سیل جاری می شود ، همان شبی که دستانم آرزوی

گرفتن دستانت را دارند و شانه هایم التماس شانه هایت را میکنند!

بعد از رفتنت هر شبم شب یلدای چشمانم است !

هر شب بدون تو برایم تکراری است ، برایم عذاب آور است !

لحظه ها و ثانیه هاش کند میگذرد ، و ساعت اتاقم خواب است
شب که می‌آید
پشتِ سال‌هاے رفتنت؛
پتو را روے سرم میڪشم،
با خودم تڪرار میڪنم ڪه همه چیز رو به راه است
و در تاریڪیِ اتاق تلاش میڪنم
بی‌خیال بودن،
خوب بودن،
آرام بودن
در چهره ام مشخص باشد.

بعد چشم هایم را ببندم
و با خیالِ راحت دلتنگت شوم...
هـنـوزم براے تو دلتنگم
دیدگاه ها (۲۹)

به اندازه تمام بودنتبعد از رفتنت ، نابودم کردیبرای تو نامه ا...

عزیز سفر کرده ام ...هرشب داغ رفتنت بردلم تازگی میکند... ازطل...

امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میب...

رسم سفرها را عوض باید کردقبل از رفتنت کاسه ای آب به من میداد...

دیدار آخر

اوه خدای‌من!احساس میکنم گم شده‌ام . نمی‌دانم کجام و قراره چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط