#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ
پارت ۱
ویو کوک
بالاخره کلاسام تموم شد. داشتم پیاده برمیگشتم که قلدرای مدرسه جلوم سبز شدن
ق ۱: هی جئون هرچی داری میدی سریع
(علامت کوک-علامت ته + )
- بچه‌ها من هیچی ندارم
ق ۲: حرف میزنه سریع بده ببینم بدو .
داشتن برام قلدری میکردن که صدای مردی رو پشت سرشون شنیدن . به مرد قد بلند و جذاب با چشمای مشکی .
+ ولش کنید
ق ۱: جناب شما دخالت نکنین
- آقا کمکم کنید اینا الان منو میکشن .
+ بادیگاردا بیاید این پسر کوچولو رو ببرید داخل ماشین منم به حساب این سه تا کوچولو میرسم .
چند تا مرد اومدن و منم باهاشون رفتم . بعد دو دقیقه اون آقاهه اومد
+ خب دیگه مزاحمت نمیشن . اسمت چیه
- برا چی آقا
+ بگو تو میخوام دوست بشیم
- جئون جونگ‌کوک
+ تو پسر جئون سوک هستی
- بله چطور
+ هیچی فقط میشناسمش (با خودش میگه) من بزرگ ترین طرفدار اونم .
بهش شک داشتم گوشیم رو در آوردم
- ببخشید آقا من میتونم برم خونه
+ من اول باید با چند نفر حرف بزنم
ویو ته
ازش خوشم اومده بود . خیلی شبیه پدرش هست . اون موهای مشکیش و چشمای قهوه‌ای تیرش و اون پوست سفید .
+ من میرم چند دقیقه پایین تو اینجا باش .
اوهوم گفت و من رفتم بیرون . شماره تماس پدر کوک رو گرفتم و بعد چند بوق جواب داد
ج س : بله بفرمایید
+ اوه سلام جناب جئون سوک
ج س: بله اتفاقی برای پسرم افتاده
+ نه فقط یه سوال داشتم میشه پسرتون چند روزی پیش من باشه
ج س : خیر نمیشه اصلا تو کی هستی.
+ جناب جئون حال پسرتون خوبه فقط یه مورد میتونم شمارو داخل کافه نزدیک مدرسه پس تون ببینم
ج س : حتما پسرم هم هست
+ نه ولی میتونید دوباره ببینیدش.
ج س: باشه کی
+ الان
رفتم داخل کافه و بعد نیم مین جئون سوک اومد
ج س: خب کارتون
+ آقای جئون من از پسرتون خوشم میاد و میخوام با خودم ببرمش
ج س: ولی اون عاشق نیست و خیلی کوچیکه
+ آقای جئون من قول میدم براش اتفاقی نیفته و عاشق خودم بشه
ج س: اگه نشد چی
+ میزارم برگرده
ج س: قبوله
دیدگاه ها (۰)

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگپارت ۲ ویو کوک بعد چند دقیقه اقاعه اوم...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ پارت ۳ + جونگ کوک - کوک صدام کن+ کوک ...

پارت هشتمدر آغوش زندان ویو تهصبح از خواب بیدار شدم تا برم پی...

تک پارتی تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط