پاییز از چشمان من شروع شد

.
پاییز از چشمان من شروع شد
از برگ ریزان دلم
از نارنجیِ سکوتم
که مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشید
پاییز
نگاه خشکیده ی من بود
بر تنِ خسته ی کوچه
و عشق نافرجامی
که داشت کم کم غروب می کرد
.
_سارا قبادی
دیدگاه ها (۱)

.امروز سایه ای که همیشه دنبالم می آمد در ایستگاه اتوبوس جا م...

.پاییز را چه شده است...؟!کو آن برگ های زردش که قرار بود صدای...

🍁 " خزانی "پاییز جان! چه شوم، چه وحشتناک.آنک، بر آن چنار جوا...

.خوشا پاییز را که انتظارش سر رسید!نباریده باران اماچندیست از...

ب.وقت.دلتنگیپاییز از چشمان من شروع شداز برگ ریزان دلماز نارن...

پارت یازدهم فردا در مدرسه جوجوتسویوجی : پس خواهرم می تون نفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط